خرید بک لینک
از باران
شیشه های خیس مانده بود
از تو
چند خاطره محال
و از من
به انتهای پوچی خیابان
یک قالب تهی
پر از هیچ
پشت میز کافه
تمام دردهای دنیا
تیتر یک روزنامه ها شده بود
این کابوس ترین خواب دنیاست
وقتی دست های پر از شوق تو
توی دست لبخند یک دیگری
اشک آسمان را هم در می آورد

96/4/22

برچسب: نویسنده: ایلیا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:00

سرده..سوز می آد.. نشسته بودیم پشت میز..پاییز افتاده بود وسط تابستون...همونقدر که انگار برگ ریز و زرد و سرد ..هوا و حال درخت ها و من و ما و..اون می خندید..من گریه می کردم..سرد بود از بس سوز می اومد خب..باز هی می خندید هی گریه می کردم..هی می خندید هی گریه می کردم...بهش گفتم به گریه من می خندی مگه؟نشنید..گفتم نمی شنوی یعنی..خودشو زده بود اون راه..باز نگاه کردم..همینطوری ذوق می کرد انگار بهاره..گفتم ب

برچسب: سردهسوز, نویسنده: ایلیا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:00

ده مرداد

ساعت یک شب...

فهمیدن گاهی همه چیز رو خراب می کنه...

برچسب: جاهایی,مجبوره, نویسنده: ایلیا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:00

صفحه بندی